تکه های کوچکی از یک زندگی

میپرسه: بین اشکنه و آبگوشت کدومش رو دوست داری؟

میگم: هیچ کدوم (لبخند)

دوتایی می‌خندن

میگم: ولی بین بد و بدتر آبگوشت رو انتخاب می‌کنم. به خاطر گوشت کوبیده

میگه: طفلکی چقدرم صداقت داری. ولی خوبه باز میخوری هر غذایی رو.

میگم: آره خب سلیقه مو میگم. چرا صداقت نداشته باشم. غذاست دیگه. میخورم.

+ برشی از یک ناهار روز تعطیل

+ تاريخ چهارشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۳ساعت 15:23 نويسنده خانم لبخند |