|
تکه های کوچکی از یک زندگی
|
بعد از اینکه 8 ماهه باشگاه رو ول کردم استادم زنگ زده که چند ماه دیگه آزمون کمربند قهوه ایه، بچه ها دارن برای تمرین میان. خواستم بهت خبر بدم که اگه میتونی بیای. تشکر کردم و قرار شد دوباره باشگاه رو از سر بگیرم.
+ حقیقتاً وجود آدمایی که برات ارزش قائل میشن و تو رو یادشون نمیره و درک میکنن قطعاً تو شرایط خوبی نبودی که همه چیز رو گذاشتی کنار و هر چند وقت یه بار یه تیری در تاریکی ميندازن که دوباره برگردی به خود قبلیت، از نعمت های زندگیمه.