|
تکه های کوچکی از یک زندگی
|
دیشب در تلاش برای خوابیدن تو تاریکی شب سر زدم به آهنگ های فیلم لالا لند. فیلمی که در ظاهر موزیکال شاد و رنگی اما باطنش غمگین و خیلی واقعی. خیلی راحت داره میگه اگه رویاهایی داری ممکنه تو مسیر رسیدن به این رویا خیلی چیزها رو هم از دست بدی. درسته که میا و سباستین هر کدوم در نهایت به رویایی که داشتن رسیدن ولی این وسط مجبور شدن بعد از مدتی از هم جدا شن و قید یک عشق طولانی مدت کنار همدیگه رو بزنن.

اکثر اوقات زمانی که یه فیلم در زمان خودش خیلی سر و صدا میکنه، مسلماً عده ای هستن که فقط به ظاهر فیلم توجه میکن حتی ممکنه قضاوت فقط از روی پوستر فیلم باشه. صرفاً به این دلیل که فیلم با یه موزیک پر شور خیابونی شروع میشه بنا رو بر این میذارن که یه زندگی شاد و رنگی رو قراره نشون بده و دنیا گل و بلبله و با یک فیلم پاپ کورنی طرفیم. ولی وقتی جلوتر میری و عمیق به فیلم نگاه میکنی مجبور میشی با واقعیت ها هم کنار بیای که گاهی توی دو راهی که هر دو برات ارزشمنده مجبوری یکی رو انتخاب کنی. اونجاست که سکانس آخر رو با تمام وجودت حس میکنی. لبخند و غمی که توی نگاه میا و سباستین هست با موسیقی متن فوق العاده ای که از ذهنت بیرون نمیره.

+ گاهی فیلم هایی خوب رو بعد از چند سال دوباره میبینم و هر بار چیز جدیدی ازش درک میکنم برام جالبه.
+ اگه این فیلم رو دیدید نظرتون رو دوست دارم بدونم