تکه های کوچکی از یک زندگی

خب من دور تو بگردم بچه م که اینقدر بزرگ شدی رسیدی به این سن که وایمیستی جلو آینه نیم ساعت موهاتو مرتب کنی :))

قربون قد و بالات

بچه که بود میگفتم کی بشه خاله تو بزرگ شی با صدا دو رگه به من بگی خاله جون دارم میرم سربازی

چشم به هم زدیم شده 15 سالت :)

حالا به طرز بامزه ای قد بلندو عضلاتتو به رخ میکشی و با خنده تو دلم قربون صدقه ت میرم.

+ تاريخ جمعه نهم مرداد ۱۴۰۵ساعت 18:34 نويسنده خانم لبخند |