|
تکه های کوچکی از یک زندگی
|
خب من دور تو بگردم بچه م که اینقدر بزرگ شدی رسیدی به این سن که وایمیستی جلو آینه نیم ساعت موهاتو مرتب کنی :))
قربون قد و بالات
بچه که بود میگفتم کی بشه خاله تو بزرگ شی با صدا دو رگه به من بگی خاله جون دارم میرم سربازی
چشم به هم زدیم شده 15 سالت :)
حالا به طرز بامزه ای قد بلندو عضلاتتو به رخ میکشی و با خنده تو دلم قربون صدقه ت میرم.
