|
تکه های کوچکی از یک زندگی
|
فنچ ها رو گذاشته بودم تو حموم این چند روز که نیستم برای خودشون عشق کنن و پرواز کنن.
وقتی برگشتم دو تا جوجه ای که تازه پرواز یاد گرفتن روی قفس بودن، میخواستم بگیرمشون که دوباره بذارم توی قفس. ترسیده بودن میخواستن پرواز کنن از دستم فرار کنن.
پرواز کردند ولی 20 سانت رفتن بالا و دوباره روی قفس فرود اومدن. هیچوقت تو زندگیم پرواز جوجو ندیده بودم. میرفتن بالا، فرت میوفتادن پایین :))) چقدر دلم شاد شد دیدمشون طفلیا رو