پنجره رو به خاطر هوای خوب باز گذاشته بودم و خزیده بودم زیر پتو. بوی بارون خنک پیچیده بود توی اتاق و آخییییییش. توی اون سکوت شب، اینقدر حالم خوب شد با صدای بارون و رعد و برق :)
شما هم بارون داشتید؟
+
تاريخ شنبه بیست و سوم فروردین ۱۴۰۴ساعت 7:21 نويسنده خانم لبخند
|
نوشتن از پیچیدگی های درونیم اونقدر سخته که ترجیح میدم ساده از چیزهای به ظاهر کم اهمیت بنویسم. برخی نوشته ها مخاطبش خودمم. جهت یادآوری جهت ثبت بعضی احساسات و موقعیت ها