|
تکه های کوچکی از یک زندگی
|
امسال این اخلاق بهم اضافه شده که خیلی برای کمرنگ شدن روابط حرص نمیخورم و دست و پا نمیزنم. همیشه هستم و تا جایی که میتونم برای ارتباط و احوال پرسی از هر نوعش پیش قدم میشم اما تا یه حدی.
وقتی حس کنم طرف مقابلم تمایلی نداره و کمرنگه، روی ارتباط منم اثر میذاره. وقتی بارها احوال کسی رو بپرسم یا نشون بدم حواسم بهش هست، فلان چیزو دیدم یادش افتادم، خوشحال شدم از صحبت باهاش، یه گپ ساده بزنم، دلم براش تنگ شده و... ولی هر بار فقط من پیش قدم باشم احساس مزاحمت بهم دست میده. احساس اینکه شاید لازمه کمرنگ باشم.
به این فکر میکنم تمام آدم ها همگی به نحوی درگیر زندگی و مشکلات جسمی و روحی و دغدغه های مختلف هستند و تفاوت اینجا مشخص میشه که بین اینهمه شلوغی به اندازه یه پیام کوتاه برای کسی وقت بذارن.
این نشونه اینه که اون شخص براشون مهمه.
+ این شامل انواع و اقسام ارتباطات دنیای واقعی، مجازی، وبلاگی میشه.