50 بار سوار این ون شدم ولی هر بار که میخوام برم آخر بشینم یادم میره سرمو بیارم پایین تا سر مبارک با اون برآمدگی بیجای سقف برخورد نکنه.
+ اونوقت مغزم همیشه درگیر حل کردن مسائل پیچیده ست. با سادگی ها انگار کنار نمیاد. مدرسه و دانشگاه هم که میرفتم همیشه سؤالات ساده برام سخت بود و سؤالات پیچیده راحت