|
تکه های کوچکی از یک زندگی
|
خنده بی موقع هم پدیده جالبیه؛
° مدال طلای این نوع خنده ها رو گردن خنده های ریز ریز در مجلس ختم که حتی درز دیوار هم اینجور وقت ها فراتر از خنده دار به نظر میرسه، ميندازم.
° مدال نقره رو گردن پقی زیر خنده زدن سر کلاس های جدی عمومی چهل نفره ميندازم.
° و مدال برنز رو گردن خنده ای که الان گریبان گیرم شد که خیلی جدی با شونه های صاف و سینه ای ستبر در خیابون در حال قدم زدن و گوش دادن به کتاب صوتی طنز بودم که با جمله راوی در کمتر از یک ثانیه از فردی عاقل به دیوانه ای تبدیل شدم.
+ حتی هالک هم اینقدر سریع نمیتونست تبدیل بشه که من شدم.
+ البته که با دیوانه به نظر رسیدن مشکلی ندارم.