تکه های کوچکی از یک زندگی

وقایع امروز:

+ گلس گوشی رو عوض کردم، بعد فهمیدم درسته که چشمام کمی ضعیف تر شده اما اون همه کدر دیدن صفحه به خاطر گلس بود نه چشمای عزیز من :|

+ وقتی درونگرایی و برنامه می‌ریزی برای بیرون رفتن ولی تا دقیقه آخر دعا میکنی دوستت کنسل کنه :|

حالا خداروشکر که الحمدالله در روزهای آینده میریم به کاخ سعدآباد که مورد علاقمه و ایشالا که برگا زرد شده باشن چهار تا دونه عکس ناقابل محض دلخوشیم بگیرم که بعداً شما رو هم مستفیض کنم. (رفقای قدیم یادشونه چقدر اینجا عکس میذاشتم)

+ 1 ساعت و ربع تمرین داشتیم ولی در واقع انگار 3 ساعت تمرین کردم. از خستگی دیگه تا شدم ولی این خستگی از اون خستگی های دلچسبه.

+ تاريخ شنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۳ساعت 19:19 نويسنده خانم لبخند |