تکه های کوچکی از یک زندگی

عمیقاً دوست دارم یه کتابفروشی داشته باشم یا در یه پله پایین تر، در یه کتابفروشی کار کنم.

+ دیروز که با رفیق تو انقلاب قدم میزدیم چشمم همش به کتابا بود. دستفروشیا و مغازه ها هر کدوم یه رنگ و بویی داشتن.

+ در مبحث کتاب خوندن با اینکه کتاب رو دوست دارم اما در خوندنش به حلزون شباهت دارم.

+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۳ساعت 14:48 نويسنده خانم لبخند |