تکه های کوچکی از یک زندگی

این چند روز به خصوص امروز چقدر استرس کشیدم بابت موضوعی که میتونستم خیلی راحت ازش بگذرم. هنوزم گاهی یادم میره قرار نیست همیشه من اوضاع رو درست کنم، هنوزم باید به خودم یادآوری کنم قرار نیست تو استرس داشته باشی، بقیه راحت و آماده نتیجه کارو ببینن. هنوزم باید به خودم بگم جمع کن خودتو موهات سفید شد دیگه دختر.

+ بی برنامگی (بی برنامه گی؟) آزارم میده و بدتر از اون آدم های بی برنامه و بیخیال

+ تاريخ شنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۳ساعت 0:23 نويسنده خانم لبخند |