|
تکه های کوچکی از یک زندگی
|

+ بابا، مامان بزرگ گردو نگه داشته برامون. میخوری؟
_ نه نمیخوام خودت بخور
+ چرا؟ بخور ازین گردوها دیگه گیرت نمیادا
(چند دقیقه بعد چند تا پوست تو بشقاب میبینم)
.
.
+ باباها میگن نمیخوان ولی در واقع میخوان :دی
++ اون قضیه کم شدن وزنم بود؟؟ کنسله آقا. کنسله. هر چی کم کردم این چند روز دوباره بهم اضافه شده.
+++ چقدر حالم از درون خوبه که این چند روز هم آرامش داشتم هم خیلی خوب خوابیدم. خوابی که مدت طولانی ازش محروم بودم.