تکه های کوچکی از یک زندگی

+ بابا، مامان بزرگ گردو نگه داشته برامون. میخوری؟

_ نه نمیخوام خودت بخور

+ چرا؟ بخور ازین گردوها دیگه گیرت نمیادا

(چند دقیقه بعد چند تا پوست تو بشقاب میبینم)

.

.

+ باباها میگن نمی‌خوان ولی در واقع میخوان :دی

++ اون قضیه کم شدن وزنم بود؟؟ کنسله آقا. کنسله. هر چی کم کردم این چند روز دوباره بهم اضافه شده.

+++ چقدر حالم از درون خوبه که این چند روز هم آرامش داشتم هم خیلی خوب خوابیدم. خوابی که مدت طولانی ازش محروم بودم.

+ تاريخ چهارشنبه چهارم مهر ۱۴۰۳ساعت 13:16 نويسنده خانم لبخند |