تکه های کوچکی از یک زندگی

هر چی از عمرم بیشتر میگذره بیشتر ممطئن میشم که:

_ خوشبین بودن بهتر از واقع بین (بدبین) بودنه.

_ خشم و نفرت نسبت به کسی ضررش به خودم میرسه.

_ قرار نیست همیشه بجنگم. در نهایت باید کارو بسپرم دست خودش.

_ صلح با خودم، صلح با همه چیزه.

_ هر خوبی یا بدی کنم در نهایت به خودم برمیگرده.

_ جهان پر از عدالته. هر کسی به نسبت درکش ازش برداشت میکنه.

_ مهر است و محبت است و باقی همه هیچ....

_ برای خوردن و خوابیدن به دنیا نیومدم. باید دنبال رسالت اصلیم باشم.

_ اینقدر نعمتهای زیادی دارم برای شکر کردن که حتی نمیشه شمرد و کوتاهی میکنم برای شکر کردن.

_ با غر زدن و ناراحتی و شکایت فقط اوضاع بدتر میشه.

_ و.....

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۳ساعت 9:59 نويسنده خانم لبخند |