تکه های کوچکی از یک زندگی

دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

+ تاريخ چهارشنبه ششم آبان ۱۴۰۵ساعت 22:20 نويسنده خانم لبخند

تا الان معنی بی اختیار اشک ریختن رو نمیدونستم. وقتی اشک همینطور سرازیر بشه از چشم و تو هیچ کنترلی روش نداشته باشی.

خیلی عجیبه

خیلی عجیب و پر سوز و مظلومانه ست.

+ تاريخ سه شنبه پنجم آبان ۱۴۰۵ساعت 18:32 نويسنده خانم لبخند

تست طعم قهوه جدید و بیسکوییت جدیدتر حین کار

میتونم چند دقیقه ای رو فارغ از همه چیز کمی خوشحال باشم.

+ تاريخ دوشنبه چهارم آبان ۱۴۰۵ساعت 11:25 نويسنده خانم لبخند |

+ تاريخ یکشنبه سوم آبان ۱۴۰۵ساعت 23:4 نويسنده خانم لبخند

تا الان توجه نکرده بودم اما جالبه که وقتی موقع غذا خوردن یه مقدار دهن باز باشه طوری که کمی اکسیژن بره داخل ، مزه غذا رو کمتر متوجه میشم و برعکس وقتی دهن کامل بسته ست مزه غذا بیشتر حس میشه.

کسی چمیدونه ولی شاید یه علت اینکه میگن موقع غذا دهن رو ببندید ، علاوه بر بعد فرهنگی و انسانی و زیبا غذا خوردن ، همین باشه که لذت غذا خوردن رو بیشتر میکنه.

+ در حالی که باید 5 دقیقه دیگه از خونه بزنم بیرون ولی نشستم روی تخت و کشفیات جدیدم رو به سمع و نظرتون میرسونم 🤷🏻

+ تاريخ یکشنبه سوم آبان ۱۴۰۵ساعت 13:24 نويسنده خانم لبخند |

یه شمال رفتیم همه بدنم کبود و ورم کرده از جای خاروندن نیش پشه ست

معرفی میکنم، اشرف مخلوقات هستم

+ تاريخ شنبه دوم آبان ۱۴۰۵ساعت 22:26 نويسنده خانم لبخند |