|
تکه های کوچکی از یک زندگی
|
دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
تا الان معنی بی اختیار اشک ریختن رو نمیدونستم. وقتی اشک همینطور سرازیر بشه از چشم و تو هیچ کنترلی روش نداشته باشی.
خیلی عجیبه
خیلی عجیب و پر سوز و مظلومانه ست.

تست طعم قهوه جدید و بیسکوییت جدیدتر حین کار
میتونم چند دقیقه ای رو فارغ از همه چیز کمی خوشحال باشم.

تا الان توجه نکرده بودم اما جالبه که وقتی موقع غذا خوردن یه مقدار دهن باز باشه طوری که کمی اکسیژن بره داخل ، مزه غذا رو کمتر متوجه میشم و برعکس وقتی دهن کامل بسته ست مزه غذا بیشتر حس میشه.
کسی چمیدونه ولی شاید یه علت اینکه میگن موقع غذا دهن رو ببندید ، علاوه بر بعد فرهنگی و انسانی و زیبا غذا خوردن ، همین باشه که لذت غذا خوردن رو بیشتر میکنه.
+ در حالی که باید 5 دقیقه دیگه از خونه بزنم بیرون ولی نشستم روی تخت و کشفیات جدیدم رو به سمع و نظرتون میرسونم 🤷🏻
یه شمال رفتیم همه بدنم کبود و ورم کرده از جای خاروندن نیش پشه ست
معرفی میکنم، اشرف مخلوقات هستم